متنفرم از شبهایی ک میدونم چمه
میدونن چمه
میتونن اما
هیچ کاری نمیکنن
فقط صبر میکنن
تا پرپر شدن دلمو ببینن ...
جالبه بگم زندگی من و استقلال
عینا ب هم گره خورده
تا وقتی استقلالم روپاست
زندگی من پر از ستاره است
و نیاد روزی ک دنیای استقلالم
تار بشه
باغ زندگی من سرد میشه و غم زده
درست مثل حالا
استقلالم پرچمت خیلی بآلاست
من که غرقم توی درد و غمام کاری به کار کسی ندارم
انقده سرد و بی حس شدم که حتی حوصله خودمم ندارم
بی تفاوت به این دنیا دارم روزا رو پشت سرم میذارم
خیره به عکست هر شب میبارم خاطرهاتو یادم میارم
باور ندارم این جدایی بخواد نصیبه ما دوتاشه
شکستم هر جایی که دیدم کسی اسمش شبیه اسم تو باشه
بارون غم میباره هر دم رو ذهنو قلب خسته ی من
ندارم طاقت دوریتو
بدون بریدم از دنیای بی تو
برچسب:
نویسنده: مهتاب کریمیپور