دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی
دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی
چه بـاشه چـه نبــاشه
قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته
در بعضی طوفـــان های زندگی
کم کم یاد میگیری ک نباید توقعی داشته مگـــر از خودت.
متوجه میشی بعضی ها را هرچند نزدیکـــ اما نباید باور کــرد
متوجه میشی روی بعضی هرچند صمیمی اما نباید حساب کرد
میفهمی بعضی هارا هرچند اشنا اما نمیتوان شناخت
و این اصل تلخ نیست . شکست نیست
آگآه شدن نام دارد
ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی ,
این آگاهی دردناکــــــ است...
وووووو
+ استقلال 3-1 سیاه جامگان
بردمــــون مبارکـــــــــــ
پرچـــــــــــــــــــــــــــــــم خیلی بآلاست
برچسب:
نویسنده: مهتاب کریمیپور