ای روزگار چه کردی با ما....
نمیدونم از چی بنویسم و از کجا بنویسم...
ما ها کلی ارزو داشتیم که تا بزرگ شدیم همه چی خراب شد...!
ارزوهامون گرون شد.....
انقدر گرون که دیگه از پس خیلیهاش برنمیایم.....!
این روزا ما جوونها داریم دست و پا میزنیم که زندگی کنیم...که بخندیم...!
دیگه رفتن دنبال علاقه و شکوفا شدن هیییچ.....
هعی دنیا چه کردی با ما؟؟
استقلالم کو؟؟!!!
ارزوهامون کو؟؟!!!
شور و شوق جوونیمون کو؟؟
هنوز 26 سالمه ولی قد یه ادم 60 ساله فرسوده شدم....
بغض نرسیدن.....نشدن....دردش خفه مون کرد....!!!.......
دست و پا زدن خفه مون کرد.......
خدایا دیگه گلوهامون درد میکنه.......
الله جانم خودت چاره کن برامون................................................
قلبامون تو اوج جوونی شکسته............
هفتم شهریور1403
برچسب:
نویسنده: مهتاب کریمیپور